طراحی و نقاشی

گالری حیدرنیا Heydarneia gallery

کشاورزی بود که تنها یک اسب برای کشیدن گاو آهن داشت. روزی اسبش فرار کرد. همسایه ها به او گفتند: چه بد اقبالی!

او پاسخ داد: ممکن است.

روز بعد اسبش با دو اسب دیگر برگشت. همسایه ها گفتند چه خوش شانسی!

 او گفت: ممکن است.

پسرش وقتی در حال تربیت اسبها بود افتاد و پایش شکست. همسایه ها گفتند چه اتفاق ناگواری.

او پاسخ داد: ممکن است.

فردای آن روز افراد دولتی برای سرباز گیری به روستای آنها آمدند تا مردان را به جنگ ببرند اما پسر او را نبردند. همسایه ها گفتند: چه خوش شانسی!

او گفت: ممکن است.

و این داستان ادامه دارد، همانطور که زندگی ادامه دارد ....

( بعضی ها در هر فرصتی تهدیدی می بینند و بعضی ها در هر تهدیدی بندنبال فرصتی هستند )

نوشته شده در دوشنبه ٢٢ آذر ۱۳۸٩ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ توسط عباس حیدرنیا نظرات () |

احساس خوشبختی/ بدبختی

اگر شما امروز با حداقل سلامتی از خواب بیدار شده اید، خوشبخت تر از میلیون ها انسانی هستید که تا آخر هفته خواهند مرد.

اگر هرگز خطر جنگ، تنهایی، اسارت، درد، شکنجه و یا گرسنگی را تجربه نکرده اید شما خوشبخت تر از پانصد هزار نفر هستید.

اگر شما می توانید بدون ترس از آزار و اذیت، دستگیر شدن، شکنجه یا مرگ در عبادتگاه مورد علاقه تان حضور پیدا کنید شما خوش شانس تر از سه میلیارد نفر روی زمین هستید.

اگر غذایی در یخچال، لباسی بر تن، سقفی بر روی سر و جایی برای خوابیدن دارید، شما ثروتمند تر از 75% مردم این جهان هستید.

اگر والدین شما هنوز در قید حیات هستند و در کنار هم زندگی می کنند شما جزو افراد خوش دنیا شانس هستید.

اگر می توانید این پیام را بخوانید شما خوشبخت تر از دو میلیارد نفری هستید که اصلاً قادر به خواندن نیستند.

 

نوشته شده در دوشنبه ۱ شهریور ۱۳۸٩ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ توسط عباس حیدرنیا نظرات () |

تمرکز بر روی اهداف

کمانگیر پیر و عاقلی در مرغزاری در حال آموزش تیراندازی به دو جوان بود . در آن سوی مرغزار نشانه ی کوچکی از درختی آویزان شده بود . جوان اولی تیری را از ترکش بیرون کشید و آن را در کمان گذاشت و هدف گرفت. کماندار پیر از او خواست تا آنچه را که می بیند شرح دهد:می گوید«آسمان را می بینم، ابرها را، درختان را، شاخه های درختان را و هدف را» کمانگیر پیر می گوید‌‌ «کمانت را زمین بگزار تو آماده نیستی»

جوان دومی پا پیش می گذارد کمانگیر پیر می گوید:‌«آنچه را که می بینی شرح بده»

 وی جواب داد : «فقط هدف را می بینم»

پیرمرد فرمان داد «پس تیرت را بینداز » و تیر بر هدف می نشیند.

( وقتی که تنها هدف را ببینیم نشانه گیریمان درست خواهد بود و تیرمان بر طبق میلمان به پرواز در خواهد آمد. تمرکز افکار بر روی هدف به سادگی حاصل نمی شود اما مهارتی است که کسب آن امکان پذیر است و ارزش آن در زندگی همچون تیراندازی بسیار زیاد است)

نوشته شده در چهارشنبه ٩ تیر ۱۳۸٩ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ توسط عباس حیدرنیا نظرات () |

بهترین لحظات از نگاه چارلی چاپلین

-         آنقدر بخندی که دلت درد بگیره

-         بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری

-         به آهنگ مورد علاقه ات از رادیو گوش بدی

-         به رختخواب بروی و صدای بارون رو گوش بدی

-         آخرین امتحانت رو پاس کنی

-         توی شلواری که سال گذشته ازش استفاده نمی کردی پول پیدا کنی

-         برای خودت تو آیینه شکلک در بیاری و بهش بخندی !!!

-         بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف می کنه

-         وقتی «اونو» می بینی دلت هوری بریزه پائیین

-         کسانی رو که دوستشون داری شاد و خوشحال ببینی

 

اینها بهترین لحظه های زندگی هستند؛ قدرشون رو بدونیم

نوشته شده در یکشنبه ۱٦ خرداد ۱۳۸٩ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ توسط عباس حیدرنیا نظرات () |

هانری ماتیس

هانری ماتیس (۳۱ دسامبر ۱۸۶۹ - ۳ نوامبر ۱۹۵۴) نقاشی فرانسوی بود که بر نقاشی اوایل قرن بیستم تاثیر بسیاری گذاشت. وی در لوکاتو-کامبرزی ، در شمال فرانسه متولد شد. در رشتهٔ حقوق تحصیل کرد؛ در ۱۹۸۰ در پاریس در آکادمی ژولین زیر نظر گوستاو مورو به فراگیری هنر پرداخت. در ۱۸۹۷ با پیسارو در دورن آشنا شد. کارهای خود را در نمایشگاه‌های مختلفی از جمله از ۱۹۰۱ در سالن مستقل‌ها و از ۱۹۰۳ در سالن پاییز به نمایش در آورد؛ در ۱۹۰۴ نخستین نمایشگاه خود را در ولار برگذار کرد. تابستان هارا با نقاشی کردن در جنوب فرانسه می‌گذراند. در سال‌های ۱۹۰۵ و ۱۹۰۶ همراه نقاشان دیگری با عنوان فووها آثار خود را در سالن پاییز به نمایش گذاشت. به ایتالیا، آلمان، اسپانیا، مراکش و مسکو سفر کرد. نخستین جایزه خود را در نمایشگاه بین‌المللی کارنگی در پیتزبورگ در ۱۹۲۷، و سپس در بی ینال ونیز در۱۹۵۰ دریافت کرد . وی در ونس، در جنوب فرانسه با زندگی وداع کرد.

 مشاهده آثار:

 http://www.abcgallery.com/M/matisse/matisse.html

نوشته شده در پنجشنبه ۱٧ دی ۱۳۸۸ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ توسط عباس حیدرنیا نظرات () |

 ژرژ سورا

(۲ سپتامبر ۱۸۵۹ - ۲۹ مارس ۱۸۹۱) نقاش فرانسوی و بنیانگذار نو دریافتگری (نئو امپرسیونیسم) بود. اثر بزرگش «بعد از ظهر یک‌شنبه در جزیره گراند ژات» یکی از تصاویر مطرح سده نوزدهم نقاشی است. سورا در پاریس از پدر و مادری فرانسوی زاده شد. در مدرسهٔ هنرهای زیبای پاریس با پیروی از سنت انگر به فراگیری نقاشی پرداخت. از نقاشانی چون دولاکروا، پووی و منظزه نگاران گروه باربیزون تأثیر پذیرفت. در۱۸۸۳ ضمن آگاهی از امپرسیونیسم، به پرورش علمی رنگ و ترکیب بندی با عنوان ساختار و ارتباط روی آورد. در ۱۸۸ نمایشگاه انفرادی خود را در پاریس بر پا کرد؛ در ۱۸۹۲ نمایشگاه‌های یادمانی او در برکسل و پاریس تشکیل شدند. نمایشگاه عمدهٔ مرور اثار وی در ۱۹۰۵در پاریس تشگیل گردید. آراء و اندیشه‌های او دربارهٔ نقاشی در کتاب «از دولاکروا تا نئوامپرسیونیسم» نوشتهٔ پل سینیاک در ۱۸۹۹ در پاریس انتشار یافت. سورا بنیانگذار نو دریافتگری، و یکی از هنرمندان کاوشگر و نوآور اواخر سده نوزدهم بود.

سورا بنیانگذار نو دریافتگری 

سورا از طریق دوستش سینیاک با امپرسیونیسم آشنا شد و ضمن استفاده از روش نقاشی امپرسیونیستی در آغاز کار، به مطالعهٔ نظریه علمی دید رنگی پرداخت. زیرا ذهن او شکل گرفته از سنت کلاسیک بود و نقاشی‌هایش آن نوع تفحص تدارکاتی و کار صبورانه را می‌طلبید که از ضرورت‌های نقاشی تاریخی بود. مطالعهٔ نظری رنگ‌ها این اندیشه را در ذهن او جای داد که با نقطه چینی منظم رنگ مایه‌های خالص، به بهترین نحو می‌توان به دقت و شفافیت دست یافت. امیدوار بود که رنگها بدین ترتیب در چشم (یا به عبارتی در مغز) نگرنده با یکدیگر ممزوج شوند، بی آنکه از قوت و نابناکیشان کاسته شود. ولی این تکنیک گزافه آمیز، که با نام نقطه چینی (پوانتیلیسم) شناخته شد، باعث گردید که بر اثر نامشخص شدن خط و مرزها و ترکیب شکل‌ها از نقطه چین‌های چند رنگ، خوانایی تصاویر مخدوش شود. بنابر این سورا بر آن شد که پیچیدگی تکنیک نقاشی خود را با ساده سازی فرم‌ها جبران کند. تأکید سورا بر خطوط عمودی و افقی وی را از بازنمایی امانتدارانهٔ نمودهای طبیعی جدا کرد و به کاوش طرح‌های بدیع و پر حالت متمایل کرد.

 بعد از ظهر یک‌شنبه در جزیره گراند ژات، مردم از طبقهٔ‌های متفاوت جامعه را در یک پارک نشان می‌دهد. دو سال از سورا وقت گرفته شد، تا این نقاشی با عرض ده پا را تکمیل کند. او بیشتر از آن در پارک وقت صرف کرد تا طرح اولیه، برای این کار اماده کند.( در حدود شصت مطالعه وجود دارد). این اثر اکنون در مجموعهٔ دائمی مؤسسهٔ هنر شیکاگو در معرض نمایش است.در تکنیکی که سورا تکامل بخشید وقتی تجزیهٔ رنگ‌ها به مؤلفه‌های تشکیل دهندهٔ آنها مد نظر باشد دیویزیونیسم (پردازرنگ) نامیده می‌شود. و هنگامی که به شیوهٔ کاربرد رنگ‌ها روی بوم توجه گردد نقطه‌چینی (پوانتیلیسم) خوانده می‌شود.

مشاهده آثار: http://www.abcgallery.com/S/seurat/seurat.html

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٧ آذر ۱۳۸۸ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ توسط عباس حیدرنیا نظرات () |

« تمام روز نقاشی کردم

نقاشی این تابلو ده ساعت طول کشید

تنها وقفه ام برای صرف غذا بود

از فرط خستگی خواب می ربایدم

نه هیچ چیز به اندازه نقاشی آدم را از پا نمی اندازد

خستگی ام تنها به خستگی تن خاصه نمی شود

تحلیل رفته ام از درون

می دانید که چه می گویم

مانند این است که بخشی از وجود آدم سوخته باشد از درون

ولی نقاشی که تمام میشود

گویی وظیفه ای بزرگ به انجام رسیده است ....

و آدم انگار به چیزی وابسته است ، به چیزی گران و منیع »

نوشته شده در دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۸ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ توسط عباس حیدرنیا نظرات () |

جان سینگر نقاش آمریکایی 1856-1925

در چهره نگاری واقعگرایانه تبحری خاص داشت و یکی از ماهرترین نقاشان آخر قرن نوزدهم بود.او در فلورانس و پاریس آموزش دید و برای نقاشی امپرسیونیست به اندن رفت ولی در واقع تحت تاثیر هالس و ولاسکس بود . به زودی نقاشی پرکار و مورد توجه بالانشینان شد و لندن را پایگاه اصلی خود قرار داد و به تناوب در کشورهای مختلف اوپایی و آمریکا اقامت گزید. پذیرش فرهنگهای متفاوت او را به یک شخصیت جهان میهنی ولی چند چهره بدل کرد. سرعت و چالاکی قلمزنی اش باعث شد که از او و پیروانش به عنوان  «مکتب شلاقی»  یاد کنند.

 مشاهده  آثارhttp://www.abcgallery.com/S/sargent/sargent.html 

نوشته شده در شنبه ٢ آبان ۱۳۸۸ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ توسط عباس حیدرنیا نظرات () |

نمادگرایی یا سمبولیسم یکی از مکاتب ادبی و هنری است.

 این مکتب در پایان سده نوزدهم به وجود آمد. شارل بودلر پیشگام این راه شد. در میان کسانی که از بودلر الهام گرفتند و با اثرهای خود زمینه را برای پیدایش نمادگرایی آماده ساختند پل ورلن، آرتور رمبو و استفان مالارمه از همه مشهورتر هستند. باید توجه داشت که هرکدام از آنها سبک ویژه‌ای داشتند.از نظر اندیشه، نمادگرایی بیشتر زیر تأثیر فلسفه آرمانگرایی (ایده‌آلیسم) بود که از ماوراءالطبیعه الهام می‌گرفت و در حوالی سال ۱۸۸۰ در فرانسه باز رونق می‌یافت، همچنین بدبینی شوپنهاور نیز تأثیر زیادی در شاعران نمادگرا کرده بود. نمادگرایان در ذهن‌باوری (سوبژکتیویسم) ژرفی غوطه‌ور بودند و همه چیز را از پشت منشور خراب کننده روحیه تخیل آمیزشان تماشا می‌کردند.

خلاصه اصول نمادگرایان به شرح زیر است:

۱_ حالت اندوهبار و آنچه را که از طبیعت موجد یأس و نومیدی و ترس است بیان می‌کنند.

۲_ به نمادها و اشکال و آهنگ‌هایی که احساس‌ها، نه عقل و منطق آن را پذیرفته‌است توجه دارند.

۳_ آثاری که آنها به وجود آورده‌اند برای هر خواننده به نسبت میزان ادراک و وضع روحیش مفهوم است، یعنی هرکس نوعی آنها را در می‌یابد و می‌فهمد.

۴_ آنان تا حد امکان از واقعیت عینی دور شده و به واقعیت ذهنی پرداخته‌اند.

۵_ چون انسان دستخوش نیروهای ناشناسی است که سرنوشت آنان را تعیین می‌کند از این رو حالت وحشت‌آور این نیروها را در میان گونه‌ای رویا و افسانه بیان می‌کنند.

۶_ می‌کوشند حالت‌های غیرعادی روانی و معرفت‌های نا به هنگامی را که در ضمیر انسان پیدا می‌شود و حالت‌های مربوط به نیروهای مغناطیسی را در آثارشان بیان کنند.

۷_ به یاری احساس و تخیل حالت‌های روحی را در میان آزادی کامل با موسیقی واژه‌ها، و با آهنگ و رنگ و هیجان تصویر می‌کنند.

شارل بودلر، موریس مترلینگ، آلدینگتن، لارنس، هاکسلی، آرتور رمبو از بزرگان این مکتب هستند.

سفر و شعر رویای پاریسی آثار بودلر، نژادپرست از آرتور رمبو، شاهدخت مالن از موریس مترلینگ نمونه‌هایی از آثار نمادگرایی می‌باشند.

نوشته شده در جمعه ۱ آبان ۱۳۸۸ساعت ٧:۳٥ ‎ب.ظ توسط عباس حیدرنیا نظرات () |

پاستل:

پاستل گچ رنگی ، وسیله ای برای نقاشی و طراحی که از اخطلاط رنگریزه های خشک با صمغ به صورت قلمه گچی نرم یا مداد رنگی ساخته می شود. نوعی از پاستل مورد استفاده هنرمندان سده پانزدهم بود ولی کاربست نوع کاملتر آن به خصوص برای تجسم جلوه های نور در سده هجدهم رایج شد . دگا نقاشی با پاستل را از نو متداول کرد . اصطلاح پاستل را در مورد روش کار با این وسیله و نقاشی پدید آمده با آن نیز به کار می برند.

مشاهده آثار:  http://www.paintmyphotonow.com/pastel-portraits.php

نوشته شده در چهارشنبه ٢٩ مهر ۱۳۸۸ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ توسط عباس حیدرنیا نظرات () |


Design By : Night Skin